غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
682
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مواشى كافران را تاخت كند و نضله در وقت مراجعت از ناحيت حلوان نماز ديگر در ميان دو كوه فرود آمده باداى بانك نماز قيام نمود چون گفت اللّه اكبر اللّه اكبر از كوه آوازى آمد كه كبرت تكبير ايا نضله و چون گفت كه ( اشهد ان لا إله الا اللّه ) باز آواز آمد كه اخلصت اخلاصا يا نضله و چون گفت اشهد ان محمد رسول اللّه هاتف بر زبان راند كه اين پيغمبريست كه بعد ازو كسى بمرتبهء نبوت نرسد و چون گفت حى على الصلاة بار ديگر هاتف گفت كه اين نمازيست كه فريضه كردهاند خنك آنكس كه بر آن مواظبت نمايد و آن را بوقت گذارد و چون نضله گفت حى على الفلاح هاتف آواز داد كه الفلاح لاهل الصلاح و الصلاح لاهل الفلاح و بعد از آنكه نضله از بانك نماز فارغ گشته تكبير گفت در وقت اداء قد قامت الصلاة باز از كوه آواز آمد كه امت محمد رسول اللّه را تا قيام قيامت باشد و نضله از شنيدن اين سخنان تعجب نموده پس از فراغ از اداء نماز برپاى خواست و بآواز بلند گفت كه اى هاتف آواز تو شنيديم و آنچه فرمودى فهم كرديم اگر تو از جنس فرشتگانى ( فضل اللّه عليك ) و اگر از پريانى ( فمر حبابك و اهلا و سهلا ) و اگر از آدميانى بيرون آى تا بصحبت تو مشرف شويم و همان لحظه پيرى پاى سربرهنه كه موى روى و سرش سفيد بود و دو جامهء صوف سفيد پوشيده بود و عصائى بر دست گرفته از عقبه آنجبل بيرون آمد و بر آن عصا تكيه زده گفت السلام عليكم و رحمة اللّه و نضله لب بجواب گشاده ازو پرسيد كه تو كيستى و درين منزل چگونه بسر ميبرى گفت من زريب بن بريسياام وصى عيسى بن مريم عليهما السلام و مسيحا درباره من دعا كرده است كه تا وقت نزول او از آسمان زنده مانم و فرموده است كه درين كوه روزگار گذرانم بايد كه سلام مرا بعمر بن الخطاب رسانيد و او را بگوئيد كه متابعت سنت سنيه نبويه را از دست مده و بر آن مواظبت نماى و بدانكه قيامت نزديك رسيده است نضله گفت چه باشد كه مرا از علامات روز جزا خبر دهى زريب گفت اى نضله هروقت كه مردان با مردان و زنان با زنان مجامعت كنند و امرا با غلمان در سازند و اگرچه غلات بسيار باشد نرخ ارزان نشود و خون بيگناهان بر خاك ريزد و خست خلايق بمرتبهء رسد كه اگر درويشى سالى گدائى كند ده درم صدقه نيابد و حفاظ قرآن را با لحان و مزامير تلاوت كنند و مساجد را نقاشى نمايند و منارهاى بلند افرازند و گواه دروغ بسيار شود و باران اندك بارد و خوردن ربا شايع گردد ببايد دانست كه قيامت نزديك باشد و خشم الهى ظهور نمايد و زريب بعد از گفتن اين سخنان غايب شد و چون نضله به خدمت سعد بن ابى وقاص رسيد كيفيت حال بازگفت و سعد بنفس خويش به آن كوه رفته هرچند جستجو و تكوپوى نمود و بانك نماز گفت ديگر از زريب اثرى نديد و خبرى نشنيد و العم عند اللّه الحميد المجيد ديگر حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده آورده است كه در زمان اولجايتو سلطان مولانا جلال الدين تركستانى كه عالمى صادق القول